X
تبلیغات
رایتل
سلام! به وبلاگ من خوش آمدید. در این وبلاگ می توانید مقالاتی در زمینه های فیزیک نجوم و ستاره شناسی، آمادگی کنکور، ترفندهای وبلاگ نویسی زندگی نامه ی بزرگان کسب درآمد اینترنتی و... ببینید. امیدوارم برای شما مفید باشه
زمان ثبت : 20 بهمن 1388 در ساعت 11:46 ب.ظ
نویسنده : محسن فاطمی
عنوان : حکیم ابوالقاسم فردوسی

حکیم ابولقاسم حسن فردوسی شاعر ملی و حماسه سرای بزرگ ایران در سال 329 هجری در قریه باژ از ناحیه طوس در خانواده ای از طبقه ی دهقان متولد شد.

وی دارای زمین و املاک زیادی بوده است. به دولت خراج می پرداخته و با اهل دیوان سرو کاری داشته و مرد سرشناسی بوده است می توان حدس زد که مردی با چنین استطاعت و استعداد اگر وقت خود را صرف امور ملکی و خدمات دیوان می کرد شاید به منصب حکومت یا وزارت یا ریاست دیوان می رسید. ولی فردوسی، بیش تر با معرفت و کتاب کار اشته و می خواسته کار بزرگی انجام دهد که نام او را جاودانی کند.

در دوران حیاتش دولت سامانی رو به ضعف نهاد و در نتیجه غلامان قدرت یافته  و هر یک بر مسندی تکیه کرده بودند. مشاهده این اوضاع فردوسی را رنج می داد و ر نتیجه ی همین رنج ها و احساسات میهن پرستانه شاهنامه سروده شد و در اویل سی و پنج سالگی درصدد نظم کردن شاهنامه برآمده و نزدیک به بیست و پنج یا سی سال از عمر خود را سر این کار گذاشته است. در ابتدای کار شاید محتاج به یاری و همراهی کسی نبوده است ولی در خانه نشستن و تاریخ سرودن و شاهنامه گفتن او را از زمین داری و رسیدگی به اموال خود باز داشته است و به تدریج از سرمایه خورده و بی بضاعت شده است.

او یک بار نسخه ای از شاهنامه در سال 384 به پایان رسانیده است و بار دیگر در سال 400 ه.ق. تحریری تمام کرده است و یک نسخه با مقدمه و خاتمه ای و چندین مدیحه در جاهای مختلف کتاب به نام محمود غزنوی ترتیب داده است و به او تقدیم نموده است و در این نسخه بوده است که از زحمت و رنج سی و پنج ساله ی خود سخن گفته بود و این نسخه را تقدیم سلطان محمود نمود و شاید امیدوار بوده است که فرمانروایی مقتدر کتاب او را بپسندد و صله یی از او بگیر که در روز پیری و ناتوانی دست گیر و مدد زندگی اش باشد. پس از ختم شاهنامه فردوسی آن را از طوس به غزنین برد و به محمود تقدیم کرد و بر خلاف انتظاری که داشت مورد توجه و محبت پادشاه غزنین قرار نگرفت و فردوسی سخت ناامید و اندوهگین گردید. علت اختلاف فردوسی و محمود بسیار زیاد است و اشاراتی به بعضی از این علت ها در شاهنامه و مآخد مختلف هست، مثل اینکه: فردوسی نام بزرگان و شاهان قدیم را در این کتاب آورده بود و آن ها را ستوده بود و سلطان محمود که بنده زاده ای بود «نتوانست که نام بزرگان را بشنود» و از این قبیل و دلیل دیگر اینکه فردوسی شیعی بود و مانند همه ی شیعیان در اصول دین به معتزلیان نزدیکی داشت و بالاتر از این ها مشرب فلسفی او هم از جای جای شاهنامه آشکار است. اما محمود سنی و دشمن هر شیعی و کشنده و بر دار کننده ی هر معتزلی و هر فلسفی مشرب بود.

حال فردوسی ناگهان حربه ی تکفیر را بالای سر خود دید و تهدید شد که به جرم الحاد در زیر پای پیلان ساییده خواهد شد. پس ناگزیر از دام بلا گریخت و از غزنین به هرات رفت و به اسماعیل وراق پدر ازرقی شاعر پناه برد و شش ماه در خانه ی آن آزاده مرد پنهان بود تا طالبان محمود به طوس رسیند و بازگشتند و چون فردوسی ایمن شد از هرات به طوس بازگشت.

ده، پانزه سالی بعد از آن زنده بود و در شاهنامه دست می برد و بعضی اصطلاحات و تغیرات در آن راه می داد، و سپس بعد از هشتاد و اندی در حدود سال 411 هجری قمری  پیمانه ی عمر او لبریز شد و او را در باغ مسکونی اش در طوس دفن نمودند.

منبع:

 کتاب زندگینامه ی مشهورترین شاعران و نویسندگان جهان

نویسنده:اعظم السادات حسینی

انتشارات سپهر اندیشه

 

 



واژه های کلیدی:
مقالات علمی زندگی نامه های بزرگان و دانشمندان فیزیک نجوم و ستاره شناسی آمادگی کنکور مشاوره ترفند وبلاگ نویسی کار آفرینی معرفی سایت های کسب درآمد ورزشکاران